بافت های نرم صورت و نقش رابطهای آن در درمانهای ارتودنسی:
چهره و بافت های نرم صورت انسان مشخص ترین و قابل تشخیص ترین قسمت بدن انسان است. ما طیفی از احساسات انسانی را با چهره خود بیان می کنیم. جذابیت با توجه به ظاهر صورت قضاوت می شود. تا حد زیادی، پذیرش اجتماعی اغلب به ظاهر چهره بستگی دارد. زیبایی و سلامتی به چهره ای جذاب و همراه با احساس موفقیت اجتماعی، هوش و شادی نسبت داده می شود. چهره برای ارتباطات بین فردی و تماس اجتماعی اهمیت حیاتی دارد و اولین خاطره ما از یک شخص مربوط به تصویر چهره اوست.
رابطه متناسب بین ساختارهای مختلف صورت، کلید زیبایی و ظاهر دلپذیر آن است.
عوامل متعددی مسئول تعیین نیمرخ صورت یک فرد هستند:
از جمله ضخامت بافت نرم صورت (FSTT) و ویژگی های دندانی و اسکلتی. خطوط صورت به طور سنتی نتیجه موقعیت بافت دندانی و اسکلتی و به دنبال آن نرم در نظر گرفته می شود. ممکن است تغییراتی در ضخامت، طول و تن بافت نرم وجود داشته باشد که همگی بر زیبایی صورت تأثیر میگذارند.
بهبود ظاهر صورت از دیرباز به عنوان مهم ترین انگیزه بیماران برای پذیرش درمان ارتودنسی شناخته شده است. یک عنصر ضروری برای درک زیبایی شناسی صورت، درک رابطه بین استخوانهای صورت و بافت نرم است. قبلاً تصور می شد که پیکربندی پروفایل بافت نرم در درجه اول به پیکربندی اولیه اسکلتی مربوط می شود. با این حال، گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد بافت نرم مستقل از پایه اسکلت دندانی اصلی عمل میکند، زیرا بافت نرم از نظر ضخامت بسیار متغیر است و به عنوان عامل اصلی در تعیین نمایه نهایی صورت بیمار در نظر گرفته میشود. با این تفاسیر می توان گفت رابطه نقش بافت های نرم صورت در درمانهای ارتودنسی بسیار مهم می باشد.

سفالومتری چه نقشی دارد؟
تجزیه و تحلیل سفالومتری بافت های سخت و نرم برای درمان موفقیت آمیز ارتودنسی یا جراحی ارتوگناتیک برای بیماران ضروری است. از سفالومتری برای تعیین تشخیص و برنامه ریزی درمان جراحی ارتودنسی یا ارتوگناتیک استفاده می شود.

ارتودنسی چه کاربرد هایی دارد؟
ارتودنسی برای هرگونه ناهنجاری دندانی، ترمیم عملکرد و ویژگی های صورت انجام می شود.
موقعیت و روابط ساختارهای صورت تحت تأثیر تفاوت در ویژگی های بافت نرم پوشاننده از جمله طول، ضخامت و تن آن است. این تغییرات بین بافت نرم و اسکلتی اغلب منجر به جدایی بین ظاهر صورت و ساختارهای استخوانی زیرین می شود. این تغییرات به نوبه خود می تواند استراتژی درمان را به طیف گسترده ای از جراحی های زیبایی و ارتوگناتیک تغییر دهد. به خصوص در طی جراحی ارتوگناتیک، پزشک باید از تأثیر حرکت بافت نرم بر پایه اسکلتی زیرین خود آگاه باشد، زیرا نتیجه نهایی درمان تا حد زیادی به شکل و موقعیت نهایی این بافتهای نرم بستگی دارد. عواملی مانند سن و توده بدن نیز می توانند باعث تغییر در ضخامت بافت نرم شوند. بافتهای نرم ضخیمتر نسبت به بافتهای نازکتر حساسیت نسبتاً کمتری به حرکات اسکلتی زیرین خود دارند.

گروه بندی سفالوگرام ها:
سفالوگرام های جانبی بر اساس مال اکلوژن به سه گروه 40 تایی تقسیم شدند:
گروه اول: مال اکلوژن کلاس I اسکلتی
گروه دوم: مال اکلوژن کلاس II اسکلتی به دلیل رتروگناتیسم فک پایین
گروه سوم: مال اکلوژن کلاس III اسکلتی به دلیل پروگناتیسم فک بالا

اصطلاحات:
Gls-Gs: فاصله خطی از برجسته ترین نقطه در استخوان پیشانی تا برجستگی بافت نرم روی پیشانی.
Ns-N: فاصله از نازیون نقطه تا نازیون بافت نرم
Rh: فاصله عمود بر تقاطع استخوان بینی و غضروف تا بافت نرم
Sn-A: فاصله بین زیر بینی و نقطه A
Ls-Pr: فاصله بین برجسته ترین نقطه لب بالا و پروتیون
St-U1: فاصله بین برجسته ترین نقطه ثنایای فوقانی و استومیون
Li-Id: فاصله بین برجسته ترین نقطه لب پایین و اینفرادنتال
B-Lm: فاصله از نقطه B تا شیار لابیومنتال
Pogs-pog: فاصله بین پوگونیون استخوانی و پوگونیون بافت نرم
Mes-me: فاصله بین منتون استخوانی و منتون بافت نرم
داده های جمع آوری شده در کاربرگ مایکروسافت اکسل وارد شده و با استفاده از IBM SPSS نسخه 22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج:
در مقایسه میانگین مقادیر Gls-G در بین سه گروه، تفاوتها معنیدار بود. میانگین GLs-G در گروه I 97/4 میلیمتر و گروه دوم 728/4 میلیمتر و حداکثر میانگین در گروه سوم به دست آمد. با استفاده از آنالیز واریانس با آزمون فیشر، تفاوت معنی دار بود (032/0=p)
حداکثر مقدار میانگین برای Sn-A در گروه دوم یافت شد. با استفاده از آنالیز واریانس با آزمون فیشر، تفاوت بین گروهها معنیدار بود (029/0=p)
هنگام مقایسه میانگین St-U1 در بین سه گروه، تفاوت معنیداری (001/0p<) مشاهده شد. اما در مقایسه میانگین مقادیر Ns-N، Rh-p، Ls-Pr، Li-ld، B-Lm، Pogs-Pog و Mes-Me در بین سه گروه، تفاوت معنی داری بین گروه ها مشاهده نشد.

تفاوت های جنسیتی:
رابطه نقش بافت های نرم صورت در درمانهای ارتودنسی در مردان و زنان متفاوت است.
در مردان، میانگین مقدار Sn-A گروه I 957/15 میلیمتر و برای گروه دوم 253/15 میلیمتر بود. میانگین مقدار در گروه III 14.75 میلی متر بود. در اینجا تفاوت بین سه گروه معنی دار نبود (124/0=p). اما در مورد زنان، تفاوت در میانگین نمره Sn-A معنی دار بود (02/0=p). میانگین امتیاز در مورد گروه III حداقل و در مورد گروه II حداکثر است.
مقایسه بین گروهها به صورت جداگانه برای مردان و زنان انجام گردید و مشخص شد که در مردان تفاوت معنی داری بین گروه ها وجود ندارد. اما در خانم ها اختلاف میانگین 704/1 بین گروه دوم و گروه سوم مشاهده شد که از نظر آماری معنی دار بود (0=p.
تفاوت میانگین St-U1 در مردان (001/0p<) بین سه گروه معنیدار بود.
در زنان، میانگین نمرات St-U1 در گروههای مختلف از نظر آماری معنیدار بود (001/0p<). مقایسه بین گروه ها در مردان و زنان نیز معنی دار بود. در زنان، مقایسه بین گروه ها بسیار معنی دار بود (001/0p<)
میانگین مقادیر Gls-G، Ns-N، Rh-P، Ls-Pr، Li-Ld، B-Lm، Pogs-Pog و Mes-Me در بین سه گروه در مردان و زنان به طور جداگانه مقایسه شد. آزمون آنالیز واریانس نشان داد که تفاوت بین گروه ها ناچیز است.
در نهایت، تفاوت معنی داری در ضخامت بافت نرم در بین مال اکلوژن های اسکلتی مشاهده شد. این تفاوتها در ضخامت بافت نرم در بین مال اکلوژنهای اسکلتی در محلهای labralesuperius، stomion و labrale inferius در مردان و زنان قابل توجه بود.
این تفاوتها در میان مال اکلوژنهای مختلف ممکن است در بیمارانی که تحت ارتودنسی یا جراحی فک اصلاحی قرار میگیرند، هم در طول تشخیص و هم در برنامهریزی درمان در نظر گرفته شود.
بافتهای نرم لایهای با ضخامت مساوی تشکیل نمیدهند که به سادگی پیکربندی ساختارهای اساسی دندانی و اسکلتی را شکل میدهد. نمایه صورت منعکس کننده تنوع ضخامت بافت نرم است و باید عاملی در تشخیص و برنامه ریزی درمان ارتودنسی باشد.
ضخامت بافت نرم قابل توجهی در ناحیه لب بالایی (نقاط Ls-Pr، St-U1) در زنان مشاهده شد. بافت نرم نسبتاً نازکتری در نقاط St-U1 در کلاس اسکلتی II مشاهده شد. در نقطه Gls-G، تفاوت معنیداری در ضخامت بافت نرم بین هر سه گروه مورد مطالعه مشاهده شد که گروه III بیشترین ضخامت را نشان داد.
ناحیه فوقانی صورت (Gls-Gl، Ns-N و Rh) هیچ تفاوت معنی داری در بین گروه های مورد مطالعه در Utsuno و همکاران نشان نداد. مطالعه، نشان می دهد که هیچ گونه تغییری در عمق بافت نرم زمانی که محکم به استخوان می چسبد وجود ندارد. 24 افزایش توده بدن می تواند بر ضخامت و عمق بافت های نرم تأثیر بگذارد. بنابراین، عدم در نظر گرفتن شاخص توده بدنی (BMI) یک محدودیت عمده در مطالعه حاضر است.

نتیجه گیری:
ضخامت بافت نرم در بین گروه های مورد مطالعه به طور قابل توجهی متفاوت بود. تفاوتهای قابلتوجهی در لابرال اینفریوس، لابرال سوپریوس و استومیون و در هر دو جنس مذکر و ماده مشاهده شد. با بررسی رابطه نقش بافت های نرم صورت در درمانهای ارتودنسی پی بردیم که مردان ضخامت بافت نرم بیشتری نسبت به زنان در تمام نقاط داشتند. تفاوت های بافت نرم باید به عنوان یک معیار اصلی در هنگام تدوین استراتژی های درمان ارتودنسی در نظر گرفته شود. نتایج مطالعه حاضر شواهدی مبنی بر یک رابطه پیچیده و قوی بین ضخامت بافت نرم صورت، الگوی اسکلتی، جنسیت و الگوی صورت را تقویت میکند. به عبارت دیگر رابطه نقش بافت های نرم صورت در درمانهای ارتودنسی بر روند درمان تاثیر دارد.
در صورت هرگونه سوال و یا ابهام پیرامون نقش بافت های نرم صورت در درمانهای ارتودنسی می توانید هم اکنون با همکاران و دوستان ما از وب سایت خانم دکتر پروین خرازی، در ارتباط باشید.
همچنین برای کسب اطلاعات بیشتر و مشاوره به مطب دکتر پروین خرازی مراجعه کنید